تبليغاتX
یــــــه گــــــــــــــــونی اس ام اس







یــــــه گــــــــــــــــونی اس ام اس
لذتي كه در فراق هست، در وصال نيست! چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

    Home      Email        Arshive

 
درباره من
 

بيو گرافي
نام ........................حمید
شهرت....................آواره
جرم.........................به دنيا آمدن
شغل.......................بيچارگي
گداي........................محبت
محكوم.....................به زندگي
خوراكم.......................اشك
كلامم...........................غم
درسم..........................عشق
استادم........................تجربه
فريادم..........................سكوت
وطنم............................غربت
گروه خون.......................abcd
آدرس.............................شهر عشق_خيابان بي وفا_چهارراه تنهايي_كوچه جدايي_پلاك بی خیالی


روزگار گفت :

عمرت را به بهاي دنيا بفروش !


گفتم : نفروشم ....


اندک اندک آنرا گرفت

بي آنکه بهاي آن را بپردازد


گليم بخت من را از سياهي بافتند بناي عمر من را ازتباهي ساختند شكسته دل خسته ام از زندگي نسيب من رنج وازردگي حالا ديگه ارزو مي كنم واسه خودم مرگ و اسودگي بعضي ها با يد باشند هميشه گريون بعضي تو بختشون نوشته زندون بعضي خاكشون از غم بعضي سهمشون ماتم من مي خواستم شب وروشن ببينم ازدلم رنج و غم وغصه رو بيرون كن

عشق يعني،زندگي در يك بهشت
عشق يعني،انتهاي سر نوشت
عشق يعني،قطره اشك صدف
مستي و رقص سماواتي دف
عشق يعني،گريه هاي چشم خمار
بوسه هاي مهر بر لب يار
عشق يعني،شور آتش در نفس
ضجه هاي زندگي كنج قفس
عشق يعني،موج بر درياي مهر
نور لبخند ستاره در سپهر
عشق يعني،شمع دل افروختن
همچو پروانه در آتش سوختن
عشق يعني،معرفت يعني شعور
عشق يعني،اشك خونين در ميان چشم كور
عشق يعني،علت آوارگي
بي ريا بودن،صفا و سادگي
عشق يعني،اسب وحشي بي سوار
عشق يعني،همچو مجنون در گريز از روزگار
عشق يعني،سينه اي آغوش راز
عشق يعني آنچه بر هر كس نياز

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
 
پیوندهای روزانه
مرجع قالبهای بلاگفا
اچار فرانسه
معرفی سایت ووبلاگ
بيسكوئيت و چاي براي دو نفر
سایت هواداران تیری هانری
گروه نرم افزاری 20
جمالزاده پدر داستان‌نويسي ایران
عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
 
نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
شهریور 1385
تیر 1385
آذر 1384
 
آرشیو موضوعی
اس ام اس
جوک
گونی گونی اس ام اس
مطالب جالب
شعر
 
 
پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
...........همیشه به یاد تو ام..........
من مثل خودمم
با عقل انتخاب کن با عشق زندگی کن...
خدای عاشقان
بهار
خوب این مردم دانه های دلشان پیدا بود
مادر
عكس هاي توپ
معمار آرزوها
پرسپولیس و بارسلونا
وبلاگ گفتگوی ادیان
به وبلاگ خوناشام هزار خوش آمدید
پاپتي
دودره ها به بهشت نمي روند
من و خاطراتم
این هفته هم گذشت
دست نوشته های یک دختر سمپادی
من جنونی دارم
مصباح الهدی
عارفانه
خاطره ها
نازم به ناز کسی که به نازش ننازد
ضــــــد عـــــــشــــــق
عاشقان دل شکسته
دیدنی ها
دفترچه ی ممنوع
يادداشت‌هاي يك رسوايي
غبار لبخند
اخبار »:ماهواره ها
... ئازادی بۆ ژن به‌ختیاری بۆ کۆمه‌ڵ
مسخره بازی......
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
فان 2ايران
عشق سوسولا
 
امکانات
 RSS 


POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

 
   http://www.hamid-king.blogfa.com
 

 

اینم یه وبلاگ جدید پر از اس ام اس و جوک های ۸۷

http://www.hamid-king.blogfa.com/

  + نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  ساعت 16:52  توسط حمید 

   اس ام اس و جوک جدید
 
ميدوني اگه تو رو تو بيابون بکارن کاکتوس در مياي, تو رويا بکارن کابوس در مياي, تو کوير بکارن خيارشور در مياي ولي تو دل من بکارن عمرا اگه در بياي
--------------------
یارو مي ره خواستگاري مهريه روپدرعروس اعلام مي کنه????سکه  یارو باتعجب مي گه:بابامگه شبي چندحساب کردين؟
--------------------
به سلامتي رفيقي که زرنگه, وجودش قشنگه, قلبش يه رنگه, عشقش پر رنگه, شرابش خوش رنگه, آخرش دلم واسش تنگه
--------------------
به رشتي ميگن روي هم رفته شما چند تا بچه داريد

ميگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داريم
--------------------
  لره ميره استاديوم وسط موج مکزيکي غرق ميشه
--------------------
سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده جشن نامزديته تبريک ميگم ؛ واقعا خوشحال شدم

.

.

.

ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت
--------------------

 

  + نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  ساعت 16:28  توسط حمید 

   اس ام اس های جدید
   


 --------------------
هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود

بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي.
 --------------------
وقتي به آسمون نگاه مي کني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع

باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن.
 --------------------
وقتي با يک انگشت به طرفه کسي اشاره ميکني و اون رو مسخره مي کني، اگر خوب نگاه کني مي

بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته.
 --------------------
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري

زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.
 --------------------
زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و

فراموش کن.


 --------------------
گفت: به من بگو چقدر دوستم داري؟
گفتم:
تو را به بلندي کوه‏ها، پهناي دشت‏ها، عمق درياها و به زيبايي گل‏ها دوست دارم.
تو را به اندازه‏ي تمام وجودت دوست دارم
زيرا هيچ‏کس را بدين‏سان دوست نداشته‏ام!
با حسرت سري جنباند و گفت:
متاسفم از اينکه نمي‏توانم حرف‏هايت را باور کنم
زيرا
قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد!
 --------------------

  + نوشته شده درچهارشنبه هشتم اسفند 1386  ساعت 12:13  توسط حمید 

   اس ام اس جدید3
 


--------------------
روز اول شوخي شوخي جدي شد
شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود
جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو  . . .
--------------------
فاصله تابش خودت رو با ديگران تنظيم كن
خداوند خورشيد را در جايي نهاد كه گرم كند ولي نسوزاند
--------------------
رمز موفقيت ? كلمه است:
تصميم درست
رمز گرفتن تصميم دست ? كلمه است :
تجربه
رمز كسب تجربه ? كلمه است :
تصميم نادرست
--------------------
دو چيز هيچ وقت از ياد آدما نميره
1.دوست هاي خوب
2.روز هاي خوب
يه چيز هم هيچ وقت از دل آدم نميره
روزهاي خوبي كه با دوست هاي خوب گذشت
--------------------
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم و از خود گسستم
وليكن سرنوشتم اين 3حرف بود
تورا ديدم ، پسنديدم ، گسستم
--------------------
زندگي يه پل قديميه
به اين فكر نكن كه اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه
به اين فكر كن كه اگه افتادي يكي باشه كه دستتو بگيره
---------------------------

مهم اين نيست كه :
 كي باشيم ، كجا باشيم ، چرا باشيم ،چطور باشيم !
مهم اينه كه :
با هم باشيم ، به ياد هم باشيم ، براي هم باشيم . . .
 --------------------

  + نوشته شده درچهارشنبه هشتم اسفند 1386  ساعت 11:59  توسط حمید 

   اس ام اس عارفانه
 

 


--------------------
هر روز ما دريافتي هاي موبايلمون رو باز ميكنيم و پيامهايي رو كه دوستانمو برامون فرستادن ميخونيم 

اما چند بار قرآن رو باز ميكنيم تا پيامهايي رو كه خدا فرستاده بخونيم ؟
--------------------

  + نوشته شده درچهارشنبه هشتم اسفند 1386  ساعت 11:52  توسط حمید 

   اس ام اس جدید
 

 


داش سام عليک! با اجازت روغن ماشينتو خالي کردم بجاش خون جيگرمو ريختم تا هروقت استارت

زدي به عشقت بسوزم
--------------------
ايرانسل: مشترک گرامي! موجودي شما رو به پايان نيست، ولي خفه مون کردي! چقدر اس ام اس

بازي مي کني؟ چه غلطي کرديم تو رو وارد طرح قرمز کرديم!
--------------------
چيه؟ ديگه نميخواي بدي؟
توبه کردي؟
وقتي يه بار دادي ديگه نبايد جا بزني!!!
ديگه حد اقل روزي يک بار رو بايد بدي....
اين قانون اس ام اس دادنه ديگه !!!
--------------------
سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين

مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز:

غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده !!!
--------------------
خاطرات يک جهانگرد ژاپني از قزوين : ناشي باشي تاشي توشه!!!
--------------------
--------|-
' |
O |
/|\ |
JL |
_______
_______
شنيدم از دوري من ميخواي خودتو دار بزني
--------------------
Love :
L : لنگه ي تو پيدا نميشه
O : عمرمي
V : وجودمي
E : انگار اس ام اس و اشتباهي فرستادم!!!


--------------------
اگه كسي برات
SMS
خالي فرستاد ناراحت نشو بدون اونقدر دوستت داره كه نمي دونه چي بگه
--------------------

  + نوشته شده درچهارشنبه هشتم اسفند 1386  ساعت 11:47  توسط حمید 

   اس ام اس جدید جوک جدید
 


------------------
آن كبوتر كه لب بام شما پر زدو رفت
دل من بود كه آمد به شما سر زدو رفت
------------------
شخصي گفت : من بيست سال دارم . بزرگي بر او خرده گرفت که نبايد بگويي 20 سال دارم ، بايد بگويي آن 20 سال را ديگر ندارم .
------------------
 هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه
------------------
يقين از عشق پاكم ننگ داري ، كزين دوري دلم را تنگ داري ، نمي بيني كه مي ميرم زهجرت ، درون سينه دل از سنگ داري
------------------
هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم
------------------
همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد
------------------
براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر اين باورند که: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت
------------------
نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .
------------------
شماره حساب دلم رو ميدم تا هرچي غم داري بريزي به حسابم
------------------
هواشناسي اعلام كرد برف زود هنگام باعث يخ زدن گل هاي ياس شده، پيامك دادم ببينم گل من حالش چطوره
------------------

 

  + نوشته شده دریکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386  ساعت 21:5  توسط حمید 

   یه گونی اس ام اس جدید
 

ميدوني فرق من با برف چيه ؟
برف مياد و به زمين ميشينه ولي من همينجوري به دل ميشينم ! مگه نه !؟
------------------
ميدوني آمار ازدواج در چه حيووني بيشتره ؟! در حلزون ، چون هم ماشين داره هم خونه !
------------------
اگر روزي به يادت گريه کردم / بدان آن روز پيازي رنده کردم
------------------
توي دنيا يکي هست که فقط براي تو نفس ميکشه ... ميدوني کيه ؟ ... دماغته
------------------
يه نقطه ي قرمز توي آسمون حرکت ميکنه ، ميدوني چيه ؟ اون قلب من که از دلتنگي داره به طرف تو پرواز ميکنه نيست ! يه مگسه که ماتيک زده !
------------------
هواشناسي اعلام کرد از فردا موج جديدي از تعطيلات وارد کشور خواهد شد !
------------------
به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته .
ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم
------------------
معلم ميگه: پنج تا حيوان درنده نام ببر ميگه : دو تا ببر 3 تا شير
------------------

  + نوشته شده دریکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386  ساعت 21:2  توسط حمید 

   داستان
 


در راهروهاي تالارهاي زندگي قدم زدن زيباست. بر قاب هاي ديوار آن تالار نقش هاي متفاوتي است كه هر يك داستاني دارد

 

و اين داستان ها هر يك به نوعي پايان مي يابد...

 

دوست داشتم كه در تالار زندگي تو نقشي باشم كه هيچگاه فراموش نكني و با هر نگاه مرا ببيني . بياييد در زندگي در اين

 

فرصت كم براي هم يك خاطره خوش باشيم و هيچ گاه تابلويي كم رنگ يا بد نقش نباشيم. به هم مهر بورزيم و در اين مهر

 

ورزي رسم دوستي را پاس بداريم . مي دانم شايد براي من تو يا او دوست داشتن را معنايي است اما آنچه مسلم است

 

نفس دوست داشتن و عشق ورزيدن يكي است و اگر آينه چشممان را پاك كنيم در آينه دل همه مان صفايي هست .

 

زندگي معمايي براي گشودن نيست رازي است كه در آن زندگي مي كنيم . شروع اين حركت دست ما نبود اما در آن

 

جاري هستيم...

دستت را به من بده تا در اين اوج دنيا بسازيم نه با دنيا بسازيم .

 

  + نوشته شده درشنبه پانزدهم دی 1386  ساعت 0:41  توسط حمید 

   اس ام اس و جوک های روز
 


-----------------------------

ميدوني فرق تو با يانگوم چيه؟يانگوم جواهري در قصره،اماتو قصري از جواهري

-----------------------------

-----------------------------

يارو ميره حج ازش ميپرسن چطور بود؟ ميگه خيلي سنگ خورد تو سرم ولي بالاخره بوسيدمش.
-----------------------------

اگه با قزويني توي كوچه بن بست رو به رو شدي سه راه داري 1-اب بشي بري تو زمين 2- دود بشي بري تو هوا 3- دستاتو بذاري زمين توكل كني به خدا
-----------------------------

از قزوينيه ميپرسند :  آپانديس كجاست ؟    ميگه : از ك*ون كه وارد بشي اولين بن بست ، دست راست
 -----------------------------

غضنفر با احساساتش بازي ميكنه دو هيچ ميبازه
-----------------------------

رشتيه پشت كاميونش مينويسه : پدر ، معماي ناشناخته
-----------------------------

سه نفر پليس مخفي ميشن. الان نيروي انتظامي 4 ساله دنبالشون مي گرده بهشون حقوق بده

-----------------------------

از سياه پوسته مي پرسن بدنت رو با چي مي شوري؟ مي گه با مشکين تاژ!

-----------------------------

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست

-----------------------------

اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده

-----------------------------

-----------------------------

به یارو مي گن علي يارت . مي گه يار خودتون ما تيم مون تکميله

-----------------------------

  + نوشته شده درشنبه پانزدهم دی 1386  ساعت 0:3  توسط حمید 

   دكتر علي شريعتي
   

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي


  + نوشته شده درجمعه چهاردهم دی 1386  ساعت 23:31  توسط حمید 

   جوک های جدید
 

http://www.hamid-king.blogfa.com/

  + نوشته شده دردوشنبه دهم دی 1386  ساعت 22:45  توسط حمید 

   اس ام اس ها توپ
 
--------------------
ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند
--------------------
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره
--------------------
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
--------------------
قنـــــــــــــــــــاري زندگيمو به چنگ کرکس نميدم ستــــــــــــــــارهً بخت منه اونو به هيچکس نميدم ميخواي بگيري مال تو، هر چي که دادي خداجون نفس ، هوس ، مال خودت، عشقو بهت پس نميدم
--------------------
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
--------------------


گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد
--------------------
  + نوشته شده درسه شنبه چهارم دی 1386  ساعت 18:13  توسط حمید 

   اس ام اس جدید
  --------------------
سلام به قاصدكهاي خبر رسان كه محكوم به خبرند و سلام به شقايقهايي كه محكوم به عشقند و سلام به تو كه محكوم به دوست داشتني
--------------------
بس كه ديوار دلم كوتاه است هر كه ازكوچه ي تنهايي من مي گذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و مي گذرد
--------------------
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
--------------------
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
--------------------
نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام
--------------------
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌
--------------------

 

  + نوشته شده درسه شنبه چهارم دی 1386  ساعت 18:10  توسط حمید 

   داستان کوتاه قشنگ به نام هيچ کس
 


داستان کوتاه و زيبا - داستانهاي کوتاه عاشقانه و جديد- داستان پند آموز و غيره

* هيچکس

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روي دکمه هاي پيانو .
صداي موسيقي فضاي کوچيک کافي شاپ رو پر کرد .
روحش با صداي آروم و دلنواز موسيقي , موسيقي که خودش خلق مي کرد اوج مي گرفت .
مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توي نت هاي موسيقي خلاصه مي شد .
هيچ کس اونو نمي ديد .
همه , همه آدمايي که مي اومدن و مي رفتن
همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز مي کردن فقط براشون شنيدن يه موسيقي مهم بود .
از سکوت خوششون نميومد .
اونم مي زد .
غمناک مي زد , شاد مي زد , واسه دلش مي زد , واسه دلشون مي زد .
چشمش بسته بود و مي زد .
صداي موسيقي براش مثه يه دريا بود .
بدون انتها , وسيع و آروم .
يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقي کرد .
يه دختر با يه مانتوي سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .
تنها نبود ... با يه پسر با موهاي بلند و قد کشيده .
چشماي دختر عجيب تکونش داد ... يه لحظه نت موسيقي از دستش پريد و يادش رفت چي داره مي زنه .
چشماشو از نگاه دختر دزديد و کشيد روي دکمه هاي پيانو .
احساس کرد همه چيش به هم ريخته .
دختر داشت مي خنديد و با پسري که روبروش نشسته بود حرف مي زد .
سعي کرد به خودش مسلط باشه .
يه ملودي شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن .
نمي تونست چشاشو ببنده .
هر چند لحظه به صورت و چشاي دختر نگاه مي کرد .
سعي کرد قشنگ ترين اجراشو داشته باشه ... فقط براي اون .
دختر غرق صحبت بود و مدام مي خنديد .
و اون داشت قشنگ ترين آهنگي رو که ياد داشت براي اون مي زد .
يه لحظه چشاشو بست و سعي کرد دوباره خودش باشه ولي نتونست .
چشاشو که باز کرد دختر نبود .
يه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد .
ولي اثري از دختر نبود .
نشست , غمگين ترين آهنگي رو که ياد داشت کشيد روي دکمه هاي پيانو .
چشماشو بست و سعي کرد همه چيزو فراموش کنه .
....
شب بعد همون ساعت
وقتي که داشت جاي خالي دختر رو نگاه مي کرد دوباره اونو ديد .
با همون مانتوي سفيد
با همون پسر .
هردوشون نشستن پشت همون ميز و مثل شب قبل با هم گفتن و خنديدن .
و اون براي دختر قشنگ ترين آهنگشو ,
مثل شب قبل با تموم وجود زد .
احساس مي کرد چقدر موسيقي با وجود اون دختر براش لذت بخشه .
چقدر آرامش بخشه .
اون هيچ چي نمي خواست .. فقط دوس داشت براي گوشاي اون دختر انگشتاي کشيده شو روي پيانو بکشه .
ديگه نمي تونست چشماشو ببنده .
به دختر نگاه مي کرد و با تموم احساسش فضاي کافي شاپ رو با صداي موسيقي پر مي کرد .
شب هاي متوالي همين طور گذشت .
هر روز سعي مي کرد يه ملودي تازه ياد بگيره و شب اونو براي اون بزنه .
ولي دختر هيچ وقت حتي بهش نگاه هم نمي کرد .
ولي اين براش مهم نبود .
از شادي دختر لذت مي برد .
و بدترين شباش شباي نيومدن اون بود .
اصلا شوقي براي زدن نداشت و فقط بدون انگيزه انگشتاشو روي دکمه ها فشار مي داد و توي خودش فرو مي رفت .
سه شب بود که اون نيومده بود .
سه شب تلخ و سرد .
و شب چهارم که دختر با همون پسراومد ... احساس کرد دوباره زنده شده .
دوباره نت هاي موسيقي از دلش به نوک انگشتاش پر مي کشيد و صداي موسيقي با قطره هاي اشکش مخلوط مي شد .
اونشب دختر غمگين بود .
پسربا صداي بلند حرف مي زد و دختر آروم اشک مي ريخت .
سعي کرد يه موسيقي آروم بزنه ... دل توي دلش نبود .
دوست داشت ا جاش بلند شه و با انگشتاش اشکاي دخترو از صورتش پاک کنه .
ولي تموم اين نيازشو توي موسيقي که مي زد خلاصه مي کرد .
نمي تونست گريه دختر رو ببينه .
چشماشو بست و غمگين ترين آهنگشو
به خاطر اشک هاي دختر نواخت .
...
همه چيشو از دست داده بود .
زندگيش و فکرش و ذکرش تو چشماي دختري که نمي شناخت خلاصه شده بود .
يه جور بغض بسته سخت
يه نوع احساسي که نمي شناخت
يه حس زير پوستي داغ
تنشو مي سوزوند .
قرار نبود که عاشق بشه ...
عاشق کسي که نمي شناخت .
ولي شده بود ... بدجورم شده بود .
احساس گناه مي کرد .
ولي چاره اي هم نداشت ... هر شب مثل شب قبل مثل شب اول ... فقط براي اون مي زد .
...
يک ماه ازش بي خبر بود .
يک ماه که براش يک سال گذشت .
هيچ چي بدون اون براش معني نداشت .
چشماش روي همون ميز و صندلي هميشه خالي دنبال نگاه دختر مي گشت .
و صداي موسيقي بدون اون براش عذاب آور بود .
ضعيف شده بود ... با پوست صورت کشيده و چشماي گود افتاده ...
آرزوش فقط يه بار ديگه
ديدن اون دختر بود .
يه بار نه ... براي هميشه .
اون شب ... بعد از يه ماه ... وقتي که داشت بازم با چشماي بسته و نمناکش با انگشتاش به پيانو جون مي داد دختر
با همون پسراز در اومد تو .
نتونست ازجاش بلند نشه .
بلند شد و لبخندي از عمق دلش نشست روي لباش .
بغضش داشت مي شکست و تموم سعيشو مي کرد که خودشو نگه داره .
دلش مي خواست داد بزنه ... تو کجايي آخه .
دوباره نشست و سعي کرد توي سلولاي به ريخته مغزش نت هاي شاد و پر انرژي رو جمع کنه و فقط براي ورود اون
و براي خود اون بزنه .
و شروع کرد .
دختر و پسرهمون جاي هميشگي نشستن .
و دختر مثل هميشه حتي يه نگاه خشک و خالي هم بهش نکرد .
نگاهش از روي صورت دختر لغزيد روي انگشتاي اون و درخشش يک حلقه زرد چشمشو زد .
يه لحظه انگشتاش بي حرکت موند و دلش از توي سينه اش لغزيد پايين .
چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد و خودشو زير نگاه سنگين آدماي دور و برش حس کرد .
سعي کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت .
سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقي کرد .
- ببخشيد اگه ميشه يه آهنگ شاد بزنيد ... به خاطر ازدواج من و سامان .... امکان داره ؟
صداش در نمي اومد .
آب دهنشو قورت داد و تموم انرژيشو مصرف کرد تا بگه :
- حتما ..
يه نفس عميق کشيد و شاد ترين آهنگي رو که ياد داشت با تموم وجودش
فقط براي اون
مثل هميشه
فقط براي اون زد
اما هيچکس اونشب از لا به لاي اون موسيقي شاد
نتونست اشک هاي گرم اونو که از زير پلک هاش دونه دونه مي چکيد ببينه
پلک هايي که با خودش عهد بست براي هميشه بسته نگهشون داره
دختر مي خنديد
پسر مي خنديد
و يک نفر که هيچکس اونو نمي ديد
آروم و بي صدا
پشت نت هاي شاد موسيقي
بغض شکسته شو توي سينه رها مي کرد .

  + نوشته شده دریکشنبه دوم دی 1386  ساعت 21:30  توسط حمید 

   اس ام اس و جوک جدید
 
اين شعر را با لهجه همداني به سبك دوبيتي‌هاي باباطاهر عريان بخوانيد و لذت ببريد:
نمي‌دونم كجا اين دل اسيره  /    همينجور بگذره ترسم بميره
نفهيمدند دردم را طبيبان    /     بگيد يانگوم بياد نبضم بگيره
----------------------
شکسپیر میگه :
هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی
----------------------
كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ تك سوارمهرباني تك نبود ؛ كاش برلوحي كه برجان دل است ؛ واژه تلخ خيانت حك نبود
 ----------------------
مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن كوچه بغلي شام مي دن
----------------------
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست
عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود
و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد
.
.
.
به امید عشق های واقعی
----------------------
  + نوشته شده درسه شنبه سوم مهر 1386  ساعت 11:31  توسط حمید 

   یه گونی اس ام اس جدید
 
دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو
----------------------
ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم
----------------------
نگاه منطقي يک ترک به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود..مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم
----------------------
برو بالا
.
بالا تر
.
تو هنوز فرق بالا و پايين رو نمي دوني ؟؟ تمرين کن فردا چپ و راست رو مي پرسم
----------------------
هميشه عكس تو رو توي كيف پولم دارم.هر وقت دچار مشكل بزرگي مي شم ،بهش نگاه مي كنم.اون وقت احساس ميکني که هيچ کدوم از مشكلاتم به اندازه ي
اين يه دونه وحشتناک نيستند !!!
----------------------
اي که پا گزاشتي رو عشقه من ؛ اي که در را بستي به روي من ؛ درو باز کن دستم مونده لاي در
----------------------
آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد
----------------------
دستام خسته شدن پاهام تاول زدن از کمر افتادم اصلا جون ندارم دارم ميميرم اگه مي شه از اندي بپرس تا کي خشکلا بايد برقصن
 ----------------------
تركه ميره تو كوچه بن بست فكر ميكنه آخر دنياست خودكشي ميكنه
----------------------
  + نوشته شده دریکشنبه یکم مهر 1386  ساعت 15:35  توسط حمید 

   اس ام اس جدید رسید
 
ترکه جلوي دوست دخترش ميخوره زمين بعد بلند ميشه ميگه حرکت رو داشتي ! 
..............................................................
  خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري
 ..............................................................
غضنفر پيتزا ميخوره شب بربري مياد تو خوابش!!! ميگه آهاااااااااي بي وفا ديگه دوسم نداري؟
..............................................................
دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم
..............................................................
گذشت

.

.

.

گذشت اون موقع که اين پايين خبري بود
 ..............................................................
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن
..............................................................
امروز روز جهاني خوشتيپ هاست. تو هم مثل من اين اس ام اس رو براي کسي بفرست که ميدوني کسي بهش تبريک نمي گه
..............................................................
چيه فکر کردي يک 1 اس ام اس جديده ؟ يا فکر کردي کارت دارم ؟ نه بابا فقط مي خواستم بگم دوستت دارم
..............................................................
اگر مي خواي دوستت داشته باشم نقطه ها رو دنبال کن
..............
..............
..............
..............
ديدي کمبود محبت داري؟
..............................................................
بگير از من تو اين دل ياد بودي که تنها لايق اين دل تو بودي هزاران

خواستند اين دل بگيرند ندادم چون عزيز دل تو بودي
..............................................................
مي دوني فرق من با توپ چيه؟ توپ رو بايد شوت کرد تا گل بشه، اما من خودم گلم!حالا مي دوني فرق تو با توپ چيه؟ توپ رو بايد شوت کرد اما تو خودت شوووتي!!!
..............................................................

  + نوشته شده درپنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  ساعت 12:57  توسط حمید 

   یه گونی اس ام اس جدید
  سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
...........................................................................
دلم را هيچکس باور نداشت / هيچکس کاري به کار من نداشت
بنويسيد بعد مرگم روي سنگ / با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
او که خوابيده است در اين گور / بودنش را هيچکس باور نکرد
...........................................................................
در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم
...........................................................................
روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است
 در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود
...........................................................................
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
...........................................................................
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
...........................................................................
اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست
...........................................................................
آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همينجاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني
آن خدايي که بزرگش خواندي
بخدا مثل تو تنهاست بخند
...........................................................................
دلي دارم که از تنگي در او جز غم نمي گنجد غمي دارم ز دلتنگي که در عالم نميگنجد
...........................................................................
  + نوشته شده درپنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  ساعت 12:54  توسط حمید 

   پیامک های جدید
 
ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟

نميدوني؟

. قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!
--------------

مي دوني LOVE مخفف چيه؟

L : لايق دوست داشتن بودن

O: اميد به آينده اي روشن

V: وفاداري در عشق

E: انرژي هسته اي حق مسلم ماست
---------------
كجايي؟ نشستي اون بالا با تنهايي خودت حال مي كني، ما رو تحويل نمي گيري. الهي قربونت برم بي زحمت دو تا نارگيل بنداز پايين
---------------
بزه اکس ميخوره ميره لب خيابون وايميسته و ميگه : دربست کشتارگاه
---------------
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
---------------
يکي بود يکي نبود / زير اين سقف کبود /يه غريب آشنا /دل و جونمو ربود / اينجوري نگام نکن /گل ياس مهربون /اون غريبه خودتي هميشه با من بمون
---------------
محبت تنها هديه اي است که احتياج به بسته بندي ندارد
---------------

اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت
---------------

امروز روز جهانيه پوکيه استخوانه ! کله پوک روزت مبارک
---------------
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني

افسرده و دلتنگ چرا مثل مني

من عاشق اويم که رنگم شده زرد

تو عاشق کيستي که هم رنگ مني
--------------
دوست دختر ترکه بهش ميگه : اگه توجه کني ميبيني که نگاهم باهات حرف ميزنه ترکه ميگه انقدر پلک

نزن صدات قطع و وصل ميشه
--------------
ميگن خدا بهترين نعمتش را به بهترين بنده اش ميده . ولي من که بهترين بنده اش نيستم پس چرا تو را بهم داده؟؟؟
--------------
زندگي مانند گيتاريست که گاهي نواي غمگين مي نوازد و گاهي نواي شادي ، اميدوارم که گيتار زندگيت هميشه بندري بنوازد .
--------------
مهم نيست که با چه تيپ و لباس و ماشيني مي آيي ، فقط بيا....... بيا و آشغال ها را از جلوي در ببر که خيلي بو ميده
--------------
ميدوني اينا چيه ؟(   )  (  )  ( ) اين قلب منه که هر روز داره واسه تو تنگتر ميشه . دلم واست تنگ شده
--------------
کريستال حشيش ترياک هروئين شيشه سيگار . . . . . . همه ي اينا رو ميشه ترک کرد ولي تو رو نميشه ترک کرد
--------------
عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود . مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني
--------------
روزي که دلم پيش دلم بود گرو ، دامان مرا سخت گرفتي که نرو ، حالا که دلت به ديگران مايل شد ، کفش کج من ، راست کردي که برو
--------------
يه لره شب عروسي ميفهمه عروس يهوديه. به احترام مردم مظلوم فلسطين روي تشك حاضرنميشه.!؟

  + نوشته شده درچهارشنبه دهم مرداد 1386  ساعت 13:3  توسط حمید 

 

Powered by: Apadana Design.ir